روآن! روآن! یعنی من باید اینجا بمیرم؟ آه روآن من میترسم که تو خونبهای مرا گران پرداخت کنی
آه! ترجیح میدادم که هفت بار سرم را بزنند تا اینکه مرا در آتش بسوزانند. افسوس! که بدن پاک و سالم من که هرگز آلوده نشد امروز باید بسوزد و تبدیل به خاکستر شود
من به پوآتیه نیامدهام که به شما معجزه نشان دهم. مرا به اورلئان ببرید تا در آنجا نشانههایی را که برای آنها فرستاده شدهام به شما نشان بدهم
امروز برای ترک وکولور به مقصد شینون بهتر از فرداست و فردا بهتر از روزهای بعد
اگرمورد عنایت خاص خداوند نیستم خداوند مرا مورد عنایت خود قرار دهد و اگر هستم این مقام را برایم حفظ کند
من در همه امور به آفریدگارم به خداوند توکل میکنم و او را از ته قلبم دوست دارم
ای عزیزترین ای خداوند! به احترام عشق مقدست! به تو التماس میکنم اگر مرا دوست داری به من بیاموز که چگونه به این مردان کلیسا پاسخ دهم
کسی می تواند از زندگی کاملا برخوردار باشد که بداند می تواند از لذت کاملا چشم بپوشد
کسی جواب درست نداد جمله از هنریک ایبسن هستش
از دل نرود هر آنکه از دیده برفت
سلام بر اهالی دشت برنج و گندم، درود بر مادران و زنان دیار زیتون، سلام بر شما پدران و مادرانی که در شب 31 خرداد سال 1369 موی سفید کرده اید و قامت خمیده
روح تک تک همی هم شهرستانی های عزیزم که در حادثه دلخراش زلزله ۶۹ رودبار جان باختن شاد باشه
یه عکس از خودم و مادر بزرگم بعد از زلزله گذاشتم که دیدنش خالی از لطف نیست
ادامه مطلب ...