لودویگ وان بتهوون

حیف، حیف، دیر شد!

لودویگ وان بتهوون

دوستان، دست بزنید، کمدی به‌پایان رسید! 


این کلمات که در بستر مرگ ادا شده به‌صورت‌های متفاوت تفسیر شده‌است اما مورخ وی «لودویگ نول» می‌گوید: منظور بتهوون از «کمدی»، زندگی در حال اتمام وی نبوده‌است بلکه مراسم مذهبی بوده که به ‌اصرار دوستانش توسط کشیش اجرا شد

لودویگ وان بتهوون

هنر و دانش برگزیده‌ترین و بزرگوارترین مردم را به‌ هم مربوط می‌سازد

لودویگ وان بتهوون

هنر من باید برای سعادت بیچارگان اختصاص یابد

لودویگ وان بتهوون

موسیقی از فکر تراوش می‌کند و به ‌قلب می‌نشیند

لودویگ وان بتهوون

نمیدانم چه سری در هنرمندان حقیقی وجود دارد که هیچ‌کدام به ‌دنیا روی خوش نشان نمی‌دهند

لودویگ وان بتهوون

موسیقی از فکر تراوش می‌کند و به ‌قلب می‌نشیند

لودویگ وان بتهوون

من می‌خواهم گریبان سرنوشت را بگیرم، او نمی‌تواند سر مرا در برابر زندگی خم کند

لودویگ وان بتهوون

من به‌میان مردم وارد نمی‌شوم مگر وقتی‌که احتیاج شدیدی آنرا ایجاد کند، از این‌پس هم‌چو تبعیدشدگان زندگی می‌کنم

لودویگ وان بتهوون

مادر سازنده جهان و تابلوی آفریدگار است